مقدمه
در مسیر پر فراز و نشیب کارآفرینی، تصمیمات اولیهای که در سکوت و پیش از آغاز هیاهوی بازار گرفته میشوند، اغلب سرنوشتسازترین هستند. برای کارآفرینان و سرمایهگذاران، انتخاب ساختار حقوقی کسبوکار و تنظیم روابط میان شرکا، صرفاً یک الزام اداری نیست؛ بلکه مهمترین اقدام استراتژیک برای پیریزی یک بنای مستحکم است. یک انتخاب صحیح در این مرحله، میتواند مسیر جذب سرمایه را هموار کند، از کسبوکار در برابر ریسکهای پیشبینینشده محافظت نماید و مهمتر از همه، از بروز اختلافات ویرانگری که بسیاری از استارتاپهای آیندهدار را پیش از شکوفایی به زمین میزند، جلوگیری کند. این راهنما با نگاهی مشاورهای و راهبردی، به شما کمک میکند تا با آگاهی کامل، این تصمیمات بنیادین را اتخاذ کرده و سنگ بنای موفقیت بلندمدت کسبوکار خود را به درستی بچینید.
——————————————————————————–
بخش ۱: اولین تصمیم استراتژیک؛ آیا و چه زمانی باید شرکت ثبت کنیم؟
1-تحلیل استراتژیک ثبت شرکت
اقدام به ثبت شرکت، یک تصمیم صرفاً اداری نیست؛ بلکه یک گام استراتژیک با پیامدهای عمیق مالی، حقوقی و عملیاتی است. این تصمیم، شخصیت مستقلی برای کسبوکار شما خلق میکند که هم میتواند سپری محافظ در برابر ریسکها باشد و هم در صورت عدم مدیریت صحیح، محدودیتهایی را به شما تحمیل کند. این بخش به شما کمک میکند تا مزایا و معایب این تصمیم را به دقت ارزیابی کرده و بهترین زمان را برای این اقدام کلیدی انتخاب کنید.
مزایای کلیدی ثبت شرکت
- جداسازی ریسک تجارت از دارایی شخصی: این مهمترین مزیت استراتژیک ثبت شرکت است. شخصیت حقوقی مستقل شرکت به این معناست که تعهدات و بدهیهای کسبوکار، به داراییهای شخصی سهامداران سرایت نمیکند. به عنوان مثال، فرض کنید «خانم الف» برای تأسیس یک اقامتگاه بومگردی، تمام نقدینگی خود را هزینه کرده و تسهیلاتی نیز دریافت میکند. اگر این کسبوکار را به صورت شخصی اداره کند، در صورت بروز بحران (مانند همهگیری کرونا) و ناتوانی در بازپرداخت دیون، طلبکاران میتوانند تمام داراییهای شخصی او (خانه، خودرو، زمین) را توقیف کنند. اما اگر خانم الف همین کسبوکار را در قالب یک شرکت سهامی خاص تأسیس میکرد، مسئولیت او و سایر شرکا تنها به میزان سرمایه ثبتشده در شرکت محدود میشد و داراییهای شخصیشان از ریسک تجارت مصون میماند.
- امکان ثبت و تملیک داراییهای غیرقابل اشاعه: بسیاری از داراییهای ارزشمند یک کسبوکار، ماهیت فکری و نامشهود دارند؛ مانند برند، نام تجاری، نرمافزار یا دامنههای اینترنتی. این داراییها به صورت مشاع (شراکتی میان چند فرد حقیقی) قابل ثبت نیستند. ثبت شرکت به کسبوکار شما یک هویت مستقل میبخشد که میتواند مالک انحصاری این داراییهای فکری باشد و از آنها محافظت قانونی به عمل آورد.
- جلوگیری از مداخله شخصی شرکا: در شراکت مدنی، هر شریک به نسبت سهم خود مالک مستقیم داراییهاست و میتواند در آن مداخله کند. این موضوع کسبوکار را در برابر اختلافات شخصی شرکا بسیار آسیبپذیر میکند. برای مثال، سه نفر را در نظر بگیرید که به صورت شراکتی زمینی را برای ساخت آپارتمان خریداری میکنند. اگر یکی از شرکا، حتی با کمترین سهم، با دیگران دچار اختلاف شود، میتواند با درخواست قضایی خلع ید، کل پروژه را متوقف کند. در حالی که اگر این پروژه در قالب یک شرکت تجاری تعریف میشد، زمین در مالکیت شرکت قرار میگرفت و هیچ شریکی حق مداخله مستقیم شخصی در آن را نداشت.
- تفکیک مالکیت از مدیریت: ساختار شرکتهای تجاری، بهویژه شرکت سهامی، این امکان را فراهم میکند که مدیریت کسبوکار به افراد متخصص و حرفهای سپرده شود، حتی اگر این افراد جزو مالکین (سهامداران) نباشند. این ویژگی برای رشد و توسعه کسبوکار حیاتی است، زیرا به شما اجازه میدهد بهترین مدیران را استخدام کنید. همچنین، این تفکیک راه را برای جذب سرمایهگذارانی که قصد دخالت در امور اجرایی روزمره را ندارند (سرمایهگذاران غیرفعال) هموار میسازد.
- سهولت در جذب سرمایه و تأمین مالی: سرمایهگذاران حرفهای و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر، ترجیح مطلق میدهند که در یک ساختار حقوقی شفاف، قانونمند و قابل نظارت سرمایهگذاری کنند. شرکت سهامی با داشتن ارکان مشخص (هیئتمدیره، مجمع عمومی، بازرس) و قابلیت نقل و انتقال آسان سهام، این بستر امن را فراهم میکند. جذب سرمایه در قالب یک شراکت مدنی، به دلیل ابهامات حقوقی و ریسکهای بالا، تقریباً غیرممکن است.
ریسکها و معایب ثبت شرکت
- جدایی سرمایه شرکت از دارایی شخصی شریک: این ویژگی که یک مزیت کلیدی است، روی دیگری نیز دارد. زمانی که شما یک دارایی شخصی را به عنوان آورده وارد شرکت میکنید، مالکیت مستقیم خود را بر آن از دست میدهی و آن دارایی به تملک شخصیت حقوقی شرکت درمیآید. برای مثال، اگر آپارتمان خود را به عنوان سرمایه غیرنقدی وارد شرکت کنید و شرکت پس از مدتی منحل شود، آن آپارتمان به صورت خودکار به شما باز نمیگردد، بلکه جزو داراییهای شرکت محسوب شده و پس از تصفیه دیون، میان تمام سهامداران به نسبت سهامشان تقسیم خواهد شد.
- دشواری ایجاد تغییرات و خروج از شرکت: تغییرات ساختاری در شرکتهای تجاری، برخلاف شراکت مدنی که با توافق ساده شرکا انجام میشود، مستلزم رعایت تشریفات قانونی پیچیده و زمانبر است. فرآیندهایی مانند افزایش سرمایه، تغییر در اساسنامه یا حتی خروج یک سهامدار، نیازمند برگزاری مجامع عمومی، تنظیم صورتجلسه و ثبت آن در اداره ثبت شرکتها است. خروج یکطرفه از شرکت نیز به سادگی ممکن نیست و معمولاً نیازمند انتقال سهام به دیگری و طی کردن فرآیندهای قانونی است.
- پیچیدگی فرآیند انحلال: انحلال یک شراکت مدنی میتواند با توافق شرکا و تقسیم داراییها به سرعت انجام شود. اما انحلال شرکتهای تجاری فرآیندی کاملاً تشریفاتی است. پس از تصمیم به انحلال، شرکت وارد مرحله «تصفیه» میشود که طی آن باید مدیر تصفیه انتخاب شده، دیون شرکت پرداخت و داراییهای باقیمانده میان سهامداران تقسیم شود. این فرآیند میتواند بسیار زمانبر باشد.
- تکالیف مالیاتی متفاوت و سنگینتر: تفاوت رژیم مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی یک تصمیم استراتژیک کلیدی برای بنیانگذاران است. در حالی که شرکتهای تجاری بر تمام درآمد مشمول مالیات خود ۲۵٪ مالیات ثابت پرداخت میکنند، اشخاص حقیقی از یک مزیت مهم برخوردارند: سقف معافیت مالیاتی سالانه. برای مثال، در سال ۱۴۰۴، اشخاص حقیقی بر ۲،۸۸۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال اول درآمد سالانه خود هیچ مالیاتی پرداخت نمیکنند. درآمد مازاد بر این سقف معافیت، به صورت پلکانی و با نرخهای پایینتر (شروع از ۱۰٪) مشمول مالیات میشود. این بدان معناست که برای کسبوکارهای نوپا با سودآوری محدود که درآمدشان در محدوده سقف معافیت فردی یا کمی بالاتر از آن قرار دارد، ثبت شرکت میتواند به معنای پرداخت مالیات بسیار بیشتر باشد. بنابراین، زمانبندی این تصمیم حیاتی است.
چه زمانی برای ثبت شرکت مناسب است؟ با توجه به مزایا و خطرات ذکر شده، ثبت زودهنگام شرکت میتواند به اندازه تأخیر در ثبت آن آسیبزا باشد. زمان مناسب برای این اقدام استراتژیک، با در نظر گرفتن سه معیار کلیدی تعیین میشود:
- بلوغ کسبوکار: زمانی که ایده شما از مرحله آزمون و خطا عبور کرده، طرح توجیهی آن اعتبار خود را نشان داده و کسبوکار به یک انسجام عملیاتی رسیده است، زمان مناسبی برای ایجاد یک شخصیت حقوقی مستقل برای آن است.
- اعتبارسنجی و شناخت متقابل شرکا: شراکت مانند ازدواج است. پیش از ثبت رسمی آن، باید مدتی را با یکدیگر همکاری کنید تا از تفاهم، تعهد و تخصص یکدیگر اطمینان حاصل نمایید. فعالیت در قالب یک شراکت مدنی برای مدتی محدود، میتواند دوره آزمایشی مناسبی باشد.
- شفافسازی روابط و ساختار مالکیت: پیش از ثبت شرکت، باید روابط بین شرکا، درصد سهام هر یک، نقشها، مسئولیتها و انتظارات به طور کامل و شفاف مشخص شده باشد.
پس از آنکه به این نتیجه رسیدید که زمان ثبت شرکت فرا رسیده است، گام بعدی انتخاب هوشمندانه نوع شرکت خواهد بود.
بخش ۲: انتخاب ساختار حقوقی مناسب؛ بررسی گزینههای پیش رو
1.تحلیل انواع شرکتهای تجاری برای کارآفرینان
قانون تجارت ایران هفت نوع شرکت تجاری را پیشبینی کرده است، اما در عمل، انتخاب استراتژیک برای اکثر کسبوکارها، بهویژه استارتاپها و شرکتهای در حال رشد، به چند گزینه محدود میشود. درک تفاوتهای کلیدی این ساختارها و انتخاب گزینهای که با چشمانداز بلندمدت شما همسو باشد، حیاتی است. این بخش به تحلیل عمیق گزینههای اصلی و مقایسه آنها میپردازد تا شما را در این انتخاب یاری کند.
شرکتهای تجاری را میتوان بر اساس میزان مسئولیت شرکا در برابر دیون شرکت، به سه دسته اصلی تقسیم کرد:
کم ریسک | مختلط | پر ریسک (مسئولیت تضامنی) |
سهامی (خاص و عام) | مختلط سهامی | تضامنی |
با مسئولیت محدود | مختلط غیر سهامی | نسبی |
تعاونی |
شرکت سهامی (خاص و عام): انتخاب حرفهایها
شرکت سهامی، حرفهایترین و پرکاربردترین قالب حقوقی برای کسبوکارهای جدی در ایران و جهان است. ویژگیهای بنیادین این نوع شرکت بر اساس ماده ۱ لایحه اصلاحی قانون تجارت عبارتند از:
- تقسیم سرمایه به سهام: سرمایه شرکت به قطعات برابر و قابل معاملهای به نام «سهم» تقسیم میشود.
- مسئولیت محدود: مسئولیت هر سهامدار در قبال دیون شرکت، فقط به میزان مبلغ اسمی سهام او محدود است.
این شرکت به دو نوع اصلی تقسیم میشود:
- شرکت سهامی عام: شرکتی است که مؤسسان آن، بخشی از سرمایه اولیه را از طریق فروش سهام به عموم مردم (پذیرهنویسی) تأمین میکنند. سهام این شرکتها قابلیت عرضه در بورس اوراق بهادار را دارد.
- شرکت سهامی خاص: شرکتی است که تمام سرمایه آن در هنگام تأسیس، منحصراً توسط مؤسسان تأمین میشود. این نوع شرکت، به دلیل انعطافپذیری و ساختار قانونمند، انتخاب اول استارتاپها و کسبوکارهای با چشمانداز رشد و جذب سرمایه است.
شرکت با مسئولیت محدود: مناسب برای کسبوکارهای کوچک و خانوادگی
این نوع شرکت نیز از محبوبیت بالایی برخوردار است، بهویژه برای کسبوکارهای کوچکتر. ویژگیهای اصلی آن بر اساس ماده ۹۴ قانون تجارت عبارتند از:
- مسئولیت محدود: مسئولیت هر شریک در قبال دیون شرکت، فقط تا میزان سرمایهای است که در شرکت گذاشته است.
- عدم تقسیم سرمایه به سهام: سرمایه به قطعاتی به نام «سهمالشرکه» تقسیم میشود که برخلاف سهام، اوراق تجاری قابل معامله محسوب نمیشوند و نقل و انتقال آنها دشوارتر است.
مقایسه استراتژیک: شرکت سهامی خاص در برابر شرکت با مسئولیت محدود
انتخاب میان این دو گزینه، یک تصمیم راهبردی است که باید بر اساس اهداف بلندمدت شما گرفته شود. جدول زیر تفاوتهای کلیدی آنها را نشان میدهد:
وجه همسانی یا دوگانگی | شرکت با مسئولیت محدود | شرکت سهامی خاص |
حداقل تعداد شرکا/سهامدار | ۲ نفر | ۳ نفر |
حداقل سرمایه | یک میلیون ریال | یک میلیون ریال |
آزادی انتقال سهم/سهمالشرکه | منوط به موافقت دارندگان سهچهارم سرمایه و اکثریت عددی شرکا + لزوم ثبت با سند رسمی | اصل بر آزادی انتقال است، اما معمولاً در اساسنامه به موافقت هیئتمدیره منوط میشود + لزوم ثبت در دفتر سهام شرکت |
تحلیل استراتژیک: برای کسبوکارهایی که چشمانداز رشد، جذب سرمایهگذار و توسعه در آینده را دارند، شرکت سهامی خاص گزینه برتر و منطقیتری است. دلایل اصلی این برتری عبارتند از:
- انعطاف در نقل و انتقال مالکیت: ساختار مبتنی بر «سهام» در شرکت سهامی خاص، ورود و خروج سرمایهگذاران و تخصیص سهام به کارمندان کلیدی (ESOP) را بسیار سادهتر میکند.
- نظارت ساختاریافته: وجود رکن الزامی «بازرس» در شرکت سهامی، یک لایه نظارتی و شفافیت مالی ایجاد میکند که برای سرمایهگذاران بسیار حائز اهمیت است. در شرکت با مسئولیت محدود، چنین الزامی (مگر با بیش از ۱۲ شریک) وجود ندارد.
در مقابل، شرکت با مسئولیت محدود برای کسبوکارهای کوچک، خانوادگی و پروژههایی که نیازی به جذب سرمایه خارجی ندارند، به دلیل سادگی نسبی ساختار، گزینهای مناسب است.
سایر گزینهها: چه زمانی به آنها فکر کنیم؟
- شرکت تضامنی: در این شرکت، شرکا مسئولیت نامحدود و تضامنی در قبال دیون شرکت دارند. این ریسک بالا باعث شده است که این ساختار تنها در مواردی که قانون الزام کرده است (مانند تأسیس صرافی توسط اشخاص حقیقی) مورد استفاده قرار گیرد.
- شرکت تعاونی: این ساختار برای اهداف تعاونی، همیاری اعضا و بهرهمندی از حمایتهای دولتی طراحی شده است. اما به دلیل محدودیتهای ساختاری مانند قاعده «هر عضو یک رأی» (صرفنظر از میزان سرمایه) و وجود سقف برای مالکیت سهام توسط هر عضو، برای کسبوکارهای رقابتی، نوآور و سرمایهمحور که در آن تصمیمات باید متناسب با میزان سرمایهگذاری باشد، به هیچ وجه توصیه نمیشود.
پس از انتخاب ساختار حقوقی مناسب، گام حیاتی بعدی، تنظیم دقیق روابط داخلی میان بنیانگذاران است؛ جایی که «قرارداد موسسان» نقشآفرینی میکند.
بخش ۳: قرارداد موسسان (SHA): نقشه راه روابط شرکا
1.اهمیت و کارکردهای استراتژیک قرارداد موسسان
اساسنامه شرکت، یک سند عمومی و حداقلی است که چارچوب کلی فعالیت شرکت را مطابق قانون مشخص میکند. اما این سند برای تنظیم جزئیات پیچیده روابط میان شرکا، مدیریت تعارضات احتمالی و تعیین استراتژیهای خروج، کافی نیست. اینجاست که قرارداد موسسان (SHA) به عنوان یک توافق محرمانه، دقیق و سفارشیشده، وارد میدان میشود. این قرارداد که میتواند پیش از ثبت شرکت یا همزمان با آن منعقد شود، نقشه راه روابط شرکا و مهمترین ابزار برای پیشگیری از اختلافات آتی است. کارکردهای کلیدی این قرارداد عبارتند از:
- ایجاد تعادل بین قدرت اکثریت و حقوق اقلیت: قانون به سهامداران اکثریت قدرت تصمیمگیری میدهد، اما یک SHA میتواند با تعیین نصابهای بالاتر (مثلاً اتفاق آرا یا اکثریت ۹۰٪) برای تصمیمات کلیدی، از حقوق سهامداران اقلیت محافظت کرده و تضمین کند که نظرات آنها نادیده گرفته نمیشود.
- مدیریت فرآیند تصمیمگیری: میتوان تصمیمات حساس و استراتژیک مانند افزایش سرمایه، انحلال شرکت، فروش داراییهای اصلی، ادغام یا تغییر در ماهیت کسبوکار را منوط به موافقت یک اکثریت ویژه یا حتی اتفاق آرای تمام شرکا کرد تا از اتخاذ تصمیمات شتابزده توسط یک گروه جلوگیری شود.
- تنظیم قواعد ورود و خروج شرکا: این قرارداد میتواند به دقت مشخص کند که تحت چه شرایطی یک شریک میتواند سهام خود را بفروشد، آیا سایر شرکا حق تقدم در خرید آن سهام را دارند (Right of First Refusal) و سناریوهای خروج اجباری یا اختیاری شرکا چگونه مدیریت خواهد شد.
- پیشبینی و حل اختلافات و بنبستها (Deadlock): یکی از کارکردهای حیاتی SHA، پیشبینی مکانیزمهای حل اختلاف است. زمانی که شرکا در یک تصمیم کلیدی به بنبست میرسند، وجود یک فرآیند از پیش تعیینشده (مانند مذاکره، میانجیگری یا داوری) از فلج شدن و نابودی شرکت جلوگیری میکند.
2.تحلیل بندهای کلیدی یک قرارداد موسسان نمونه
یک قرارداد موسسان جامع باید بندهای متعددی را پوشش دهد. در ادامه، با الهام از نمونه قرارداد ارائهشده در منبع، به تشریح مهمترین بندهایی که هر بنیانگذاری باید در SHA خود بگنجاند، میپردازیم:
- حاکمیت شرکتی و مدیریت (ماده ۹ نمونه): هدف استراتژیک: تعیین دقیق ساختار قدرت و فرآیند تصمیمگیری در شرکت. در این بخش میتوان ساختار هیئتمدیره، نحوه انتصاب مدیران (مثلاً تخصیص یک کرسی به سرمایهگذار)، و اختیارات مدیرعامل را مشخص کرد. مهمتر از آن، میتوان برای تصمیمات حیاتی هیئتمدیره یا مجامع، نصابهای ویژهای (مانند نصاب ۹۰٪ برای تصمیماتی چون فروش داراییهای اصلی یا انحلال شرکت که در نمونه قرارداد آمده است) تعریف کرد.
- انتقال سهام و حق تقدم (ماده ۷ نمونه): هدف استراتژیک: مدیریت ورود و خروج سهامداران و حفاظت از ترکیب سهامداری. این بخش شامل بندهای بسیار مهمی است:
- حق تقدم در خرید (Right of First Refusal): اگر یکی از سهامداران قصد فروش سهام خود را داشته باشد، ابتدا باید آن را به سایر سهامداران موجود با همان قیمت و شرایط پیشنهاد دهد.
- حق همراهی در فروش (Tag-Along / حق الحاق): این بند از سهامداران اقلیت حمایت میکند. اگر سهامدار اکثریت پیشنهاد خوبی برای فروش سهام خود دریافت کند، سهامداران اقلیت نیز حق دارند سهام خود را با همان شرایط و قیمت به خریدار بفروشند.
- حق الزام به فروش (Drag-Along / حق فروش): این بند به نفع سهامداران اکثریت است. اگر اکثریت سهامداران (مثلاً ۷۵٪) با فروش کل شرکت به یک خریدار موافقت کنند، میتوانند سهامداران اقلیت را نیز ملزم به فروش سهامشان با همان شرایط کنند.
- مکانیسمهای جلوگیری از رقیق شدن سهام (Anti-Dilution) (برگرفته از ماده ۸ نمونه): هدف استراتژیک: حفاظت از درصد مالکیت بنیانگذاران و سرمایهگذاران اولیه. این بند تضمین میکند که در فرآیندهای افزایش سرمایه آتی، درصد مالکیت سهامداران کلیدی بدون رضایت آنها کاهش نیابد. این امر به آنها حق میدهد که به نسبت سهام خود در افزایش سرمایههای بعدی شرکت کنند تا درصد مالکیتشان ثابت بماند.
- تعهد به عدم رقابت و حفظ محرمانگی (مواد ۱۶ و ۱۷ نمونه): هدف استراتژیک: حفاظت از داراییهای فکری و مزیت رقابتی کسبوکار. این بندها شرکا را متعهد میکنند که در طول مدت همکاری و حتی برای یک دوره مشخص پس از خروج از شرکت، فعالیتی که در رقابت مستقیم با کسبوکار باشد انجام ندهند و اطلاعات محرمانه شرکت (مانند لیست مشتریان، استراتژیها و اسرار تجاری) را فاش نکنند.
- حل و فصل اختلافات و بنبست (ماده ۱۸ و ماده ۱۰ نمونه): هدف استراتژیک: ایجاد یک مسیر مشخص برای خروج از بحرانهای مدیریتی. این بخش شرایطی که به عنوان «بنبست» (Deadlock) شناخته میشود را تعریف کرده و یک فرآیند مرحلهای برای حل آن تعیین میکند؛ برای مثال: ۱) مذاکره مدیران، ۲) ارجاع به میانجی، و در نهایت ۳) ارجاع به داوری (ماده ۱۸ نمونه). این فرآیند از کشیده شدن اختلافات به دادگاههای زمانبر و فلج شدن شرکت جلوگیری میکند.
لازم به ذکر است که قرارداد موسسان یک سند زنده است و باید همگام با رشد کسبوکار، ورود سرمایهگذاران جدید و تغییر در شرایط، مورد بازبینی و بهروزرسانی قرار گیرد.
——————————————————————————–
جمعبندی نهایی
مسیر پیش روی هر کارآفرین و سرمایهگذاری مملو از تصمیمات استراتژیک است. اما انتخاب ساختار حقوقی و تنظیم روابط شرکا، از جمله تصمیماتی است که باید با بیشترین دقت و دوراندیشی اتخاذ شود. خلاصه این راهنما در سه توصیه کلیدی برای شما عبارت است از:
- تصمیمگیری در مورد ساختار حقوقی را بر اساس چشمانداز بلندمدت کسبوکار (رشد، جذب سرمایه، نوع فعالیت) انجام دهید، نه صرفاً سهولت ثبت اولیه. انتخاب اشتباه در این مرحله میتواند در آینده به مانعی جدی برای توسعه تبدیل شود.
- شرکت «سهامی خاص» را به عنوان گزینه پیشفرض برای کسبوکارهای نوآور و با پتانسیل رشد در نظر بگیرید. این ساختار، انعطافپذیری و شفافیت لازم برای جذب سرمایه و مدیریت حرفهای را فراهم میکند.
- قبل از هرگونه اقدام رسمی، زمان کافی برای تدوین یک «قرارداد موسسان» جامع صرف کنید. این قرارداد مهمترین ابزار شما برای مدیریت روابط، پیشگیری از اختلافات و حفاظت از آینده کسبوکارتان در برابر شکستهای ناشی از تعارضات داخلی است.

افکارتان را باما در میان بگذارید