مرجع صالح رسیدگی به ابطال صورتجلسه مجمع عمومی تعاونی مسکن

مرجع صالح رسیدگی به ابطال صورتجلسه مجمع عمومی تعاونی مسکن

مستندات:

شماره دادنامه قطعی :

9409970221801587

تاریخ دادنامه قطعی :

1394/12/11

 

پیام: رسیدگی به دعوی ابطال صورتجلسه مجمع عمومی تعاونی در خصوص انتخابات هیات مدیره تعاونی مسکن،درصلاحیت انجمن نظارت برانتخابات تعاونی است و مادامی که آن مرجع در رابطه با انتخابات صورت گرفته اظهارنظر نکند، شخص معترض حق مراجعه به محاکم دادگستری را ندارد.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی آقای علی فرج پورخان پشتانی فرزند ق. به طرفیت شرکت تعاونی مسکن کارکنان علوم پزشکی تهران باوکالت آقای ن. د. واداره کل تعاون،کارورفاه اجتماعی استان تهران به خواسته ابطال صورت جلسه مجمع عمومی عادی نوبت اول مورخ 25/3/1392باعنایت به جامع محتویات پرونده نظربه اینکه حسب صریح ماده 68قانون بخش تعاون اقتصاد جمهوری اسلامی ایران ومواد27و28آئین نامه اجرایی قانون یادشده رسیدگی به اعتراض راجع به انتخابات هیات مدیره تعاونی مسکن،درصلاحیت انجمن نظارت برانتخابات تعاونی متشکل ازنمایندگان وزارت خانه های تعاون ،کشوروقوه قضائیه ودونفرازاتاق تعاون می باشدوتازمانی که انجمن یادشده نسبت به صحت یاعدم صحت انتخابات هیئت مدیره مبادرت به اظهارنظرننماید،افرادحق اقامه دعوا درمحاکم دادگستری راندارندوحسب دادنامه شماره940279مورخ1394/3/23شعبه18دادگاه تجدیدنظراستان تهران نیزکه درمقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره930942مورخ1392/12/2صادره از شعبه 14دادگاه عمومی حقوقی تهران می باشد مبنی برابطال صورت جلسه مجمع عمومی عادی نوبت اول مورخ 1392/3/25صادرشده است،بااستدلال مزبورقرار رد دعوی اصدار یافته است براین اساس دادگاه دعوی خواهان راقابل پذیرش ودرخوراستماع نمی داندوبه استنادماده2قانون آئین دادرسی مدنی وموادیادشده قرار رد دعوی خواهان را صادرواعلام می نماید رای صادره حضوری وظرف مدت بیست روزپس ازابلاغ قابل تجدید نظردردادگاه تجدیدنظراستان تهران می باشد.
رئیس شعبه چهاردهم دادگاه عمومی حقوقی تهران-سجادمظلومی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9409970227400870 مورخه 1394/9/24 صادره از شعبه 14 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر قرار رد دعوی تجدیدنظرخواه آقای علی ف.پ. بخواسته ابطال صورتجلسه مجمع عمومی عادی نوبت اول تعاونی مسکن کارکنان علوم پزشکی تهران به تاریخ 1392/3/25 اشعار دارد مآلاً موافق قانون و مقررات موضوعه و مدارک ابرازی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و متضمن جهت موجه در نقض آن نمی باشد زیرا که اولاً مقررات حاکم بر شرکت های تعاونی قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران مصوب 1370/6/13 با اصلاحات بعدی آن می باشد که قانون مرقوم راجع به نحوه انتخاب اعضاء هیأت مدیره یا هرگونه اعتراض نسبت به نحوه انتخاب آن اعضاء به شرح 68 و مواد 27 و 28 آیین دادرسی مدنی اجرایی آن تعیین تکلیف نموده و مرجع خاص در جهت رسیدگی به اعتراض بعمل آمده در مورد انتخاب اعضاء هیأت مدیره و انتخابات صورت گرفته تعیین و پیش بینی نموده است بنابراین مادامی که آن مرجع در رابطه با انتخابات صورت گرفته اظهارنظر ننماید شخص معترض حق مراجعه به محاکم دادگستری را ندارد ثانیاً بتصریح مواد 2 و 3 از قانون آیین دادرسی مدنی محاکم دادگستری صرفاً مکلف هستند به دعاویی که برابر مقررات درخواست شده اند رسیدگی کرده و حکم مقتضی را صادر و فصل خصومت نمایند. دعوی در وضع موجود قابلیت استماع و پذیرش را ندارد علی هذا ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی بعمل آمده مستنداً به قسمت اول از ماده 353 از قانون اخیرالذکر دادنامه معترض عنه را تأیید و استوار می نماید. رأی صادره حضوری و قطعی است.
شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران – رئیس و مستشار
عزت اله امانی شلمزاری – علی کرمی صادق آبادی

اقدامات اولیه پس از صدور حکم ورشکستگی

اقدامات اولیه پس از صدور حکم ورشکستگی

مقدمه

 

پس از صدور حکم ورشکستگی توسط دادگاه، مجموعه‌ای از اقدامات حیاتی حقوقی و اداری آغاز می‌شود تا اموال تاجر ورشکسته مدیریت شده و حقوق طلبکاران محفوظ بماند. این مقاله یک نمای کلی و جامع از این مراحل اولیه ارائه می‌دهد و نقش ارگان‌های تصفیه، فرآیند حفاظت از دارایی‌ها و مدیریت مقدماتی امور ورشکستگی را بر اساس قانون تجارت ایران و قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی تشریح می‌کند.

1.شناخت ارگان‌های تصفیه در امور ورشکستگی

نخستین گام، شناخت نهادهای مسئول اداره فرآیند ورشکستگی است. تفاوت اساسی در این است که در حوزه‌های قضایی که «اداره تصفیه» وجود دارد، این اداره مسئولیت کامل امور را بر عهده می‌گیرد. در مناطقی که فاقد این اداره هستند، دادگاه یک «عضو ناظر» و یک «مدیر تصفیه» برای اداره امور منصوب می‌کند. به طور معمول، ادارات تصفیه در حوزه‌های قضایی بزرگ و شهرهای مهم مستقر هستند، در حالی که مدل عضو ناظر و مدیر تصفیه در سایر مناطق به کار گرفته می‌شود. لازم به ذکر است که در موارد سکوت یکی از این قوانین، می‌توان به مقررات قانون دیگر استناد کرد.

1.1. عضو ناظر: وظایف و اختیارات

عضو ناظر یکی از مقامات قضایی است که نقش کلیدی در نظارت بر فرآیند تصفیه دارد. وظایف و اختیارات اصلی او به شرح زیر است:

  • تعیین: توسط دادگاه و در ضمن حکم اعلان ورشکستگی تعیین می‌شود.
  • وظیفه اصلی: نظارت بر اداره صحیح امور ورشکستگی و سرعت بخشیدن به جریان آن.
  • اختیارات: گزارش‌دهی مستقیم به دادگاه در مورد روند امور.
  • قابلیت تغییر: عضو ناظر در هر زمان قابل تغییر و جایگزینی است.
  • شکایت از او: شکایت از عملکرد عضو ناظر صرفاً بر اساس قواعد مسئولیت مدنی و نزد دادگاهی که او را تعیین کرده، امکان‌پذیر است.
  • حق‌الزحمه: حق‌الزحمه او رأساً توسط دادگاه یا با جلب نظر کارشناس تعیین می‌شود. اگر عضو ناظر، خود از اعضای دادگاه باشد، حق‌الزحمه‌ای به او تعلق نمی‌گیرد.

1.2. مدیر تصفیه: انتصاب و مسئولیت‌ها

مدیر تصفیه بازوی اجرایی فرآیند ورشکستگی است که تحت نظارت عضو ناظر فعالیت می‌کند. نکات مهم در مورد او عبارتند از:

  • انتصاب: در حکم ورشکستگی یا حداکثر ظرف پنج روز پس از صدور آن تعیین می‌شود.
  • حق‌الزحمه: توسط دادگاه و به پیشنهاد عضو ناظر تعیین می‌گردد.
  • ممنوعیت انتصاب: اشخاصی که با تاجر ورشکسته قرابت نسبی یا سببی تا درجه چهارم دارند یا خود از طلبکاران او هستند، نمی‌توانند به این سمت منصوب شوند.
  • نحوه شکایت از او: شکایت از عملیات مدیر تصفیه به عضو ناظر ارائه می‌شود و او ظرف سه روز رسیدگی می‌کند. تصمیم عضو ناظر قابل شکایت در دادگاه است. چنانچه عضو ناظر ظرف ده روز به شکایت رسیدگی نکند، شاکی می‌تواند مستقیماً به دادگاه مراجعه نماید.

2.حفظ و مهر و موم اموال تاجر ورشکسته

یکی از فوری‌ترین اقدامات پس از صدور حکم، مهر و موم اموال تاجر است. هدف از این کار، صورت‌برداری دقیق از دارایی‌هاست تا مبنای تصمیم‌گیری طلبکاران برای انتخاب یکی از دو مسیر اصلی قرار گیرد: انعقاد قرارداد ارفاقی با تاجر یا تقسیم اموال میان طلبکاران.

2.1. فرآیند مهر و موم بر اساس دو قانون

فرآیند مهر و موم بسته به اینکه کدام قانون حاکم باشد، تفاوت‌هایی دارد:

قانون تجارت (ق.ت)

قانون اداره تصفیه (ق.ا.ت.ا)

دستوردهنده: دادگاه در حکم ورشکستگی دستور مهر و موم می‌دهد (ماده ۴۳۳).

مجری: به محض قابل اجرا شدن حکم، اداره تصفیه رأساً اقدام به مهر و موم می‌کند (ماده ۱۳).

مجری: فوراً توسط عضو ناظر انجام می‌شود، مگر اینکه برداشتن صورت دارایی در یک روز ممکن باشد (ماده ۴۳۴).

نحوه اجرا: اداره تصفیه انبارها، مغازه‌ها و کارخانجات را می‌بندد و مهر و موم می‌کند (ماده ۱۵).

موارد خاص: در صورت فرار تاجر یا مخفی کردن اموال، به تقاضای طلبکاران، امین صلح می‌تواند فوراً مهر و موم کند (ماده ۴۳۷).

حفاظت از سایر اموال: اداره به وسایل مقتضی از پول نقد، اوراق بهادار و دفاتر حفاظت می‌کند (ماده ۱۵).

2.2. اشیاء مستثنی از مهر و موم

بر اساس ماده ۴۴۱ قانون تجارت، عضو ناظر می‌تواند به درخواست مدیر تصفیه، برخی اشیاء را از مهر و موم معاف کند. این موارد عبارتند از:

  1. حوایج ضروری: البسه، اثاثیه و اسبابی که برای نیازهای ضروری تاجر و خانواده‌اش لازم است.
  2. اموال در معرض فساد: اشیایی که ممکن است به زودی ضایع شوند یا قیمتشان کاهش یابد.
  3. ابزار کار: اشیایی که برای به کار انداختن سرمایه تاجر لازم است و توقیف آن‌ها به طلبکاران ضرر می‌زند.

لازم به ذکر است که موارد ذکر شده در بندهای ۲ و ۳ باید فوراً ارزش‌گذاری شده و صورت‌برداری شوند.

3.اقدامات مربوط به شخص تاجر ورشکسته

قانون برای جلوگیری از تضییع حقوق طلبکاران، تدابیری را در خصوص شخص تاجر ورشکسته نیز پیش‌بینی کرده است.

3.1. قرار توقیف تاجر

در شرایط خاصی، دادگاه می‌تواند قرار توقیف تاجر ورشکسته را صادر کند:

  • عدم انجام تکالیف اولیه: اگر تاجر توقف خود را ظرف سه روز از تاریخ وقفه اعلام نکرده و صورت دارایی و دفاتر تجاری خود را تسلیم نکرده باشد (ماده ۴۳۵ ق.ت).
  • جلوگیری از فرآیند تصفیه: اگر مشخص شود تاجر با اقدامات خود قصد جلوگیری از اداره و تسویه امور ورشکستگی را دارد (ماده ۴۳۶ ق.ت).
  • به درخواست اداره تصفیه: اگر اداره تصفیه توقیف تاجر را لازم بداند، از دادگاه درخواست می‌کند. ورشکسته می‌تواند ماهانه یک بار به ادامه این توقیف اعتراض کند (ماده ۲۱ ق.ا.ت.ا).

3.2. کنترل مکاتبات تاجر

به منظور جمع‌آوری اطلاعات برای تنظیم دقیق صورت دارایی، مکاتبات تاجر تحت کنترل قرار می‌گیرد. بر این اساس، کلیه نامه‌ها و بسته‌های پستی که به نام تاجر ورشکسته می‌رسد یا توسط او ارسال می‌شود، به مدیر تصفیه یا اداره تصفیه تحویل داده می‌شود تا توسط آن‌ها باز و بررسی شود. نکته حائز اهمیت این است که مطابق هر دو قانون تجارت (ماده ۴۴۶) و قانون اداره تصفیه (ماده ۱۰)، تاجر ورشکسته حق دارد هنگام باز شدن مکاتبات خود حضور داشته باشد.

3.3. تأمین نفقه ورشکسته و خانواده او

اگر تاجر ورشکسته وسیله دیگری برای تأمین مخارج زندگی خود و خانواده‌اش نداشته باشد، نفقه آن‌ها از محل دارایی‌های موجود تأمین می‌شود:

  • طبق قانون تجارت: تاجر درخواست خود را ارائه می‌دهد، عضو ناظر میزان نفقه را معین کرده و دادگاه آن را تصویب می‌کند (ماده ۴۴۷).
  • طبق قانون اداره تصفیه: اداره تصفیه رأساً نفقه عادلانه‌ای برای ورشکسته و افراد واجب‌النفقه او تعیین می‌کند (ماده ۲۱).

4.تنظیم صورت دارایی و ارزیابی وضعیت

تهیه یک صورت‌جلسه دقیق از کلیه دارایی‌ها و بدهی‌ها، گامی حیاتی برای تصمیم‌گیری در مورد آینده فرآیند تصفیه (مانند انعقاد قرارداد ارفاقی یا فروش اموال) است.

4.1. فرآیند تنظیم صورت دارایی

این فرآیند طی مراحل زیر انجام می‌شود:

  1. شروع فرآیند: مدیر تصفیه پس از تقاضای رفع توقیف، با احضار تاجر، شروع به تنظیم صورت دارایی می‌کند (عدم حضور تاجر مانع انجام این کار نیست).
  2. تهیه نسخ: صورت دارایی در دو نسخه تهیه می‌شود؛ یک نسخه به دفتر دادگاه تسلیم شده و نسخه دیگر نزد مدیر تصفیه باقی می‌ماند.
  3. کمک از کارشناسان: مدیر تصفیه می‌تواند برای تهیه صورت دارایی و ارزیابی اموال از کارشناسان و متخصصان کمک بگیرد.
  4. نتیجه نهایی: پس از تهیه صورت دارایی، تمام اموال، وجوه نقد، اسناد و دفاتر (به جز مستثنیات دین) به مدیر تصفیه تسلیم می‌شود.

4.2. نقش دادسرا در فرآیند

نقش دادسرا در این مرحله نظارتی است و نه دخالتی. نمایندگان دادسرا (پارکه) می‌توانند در حین برداشتن صورت دارایی حضور داشته باشند و در هر زمان حق دارند دفاتر، اسناد و نوشتجات مربوط به ورشکستگی را بررسی کنند.

4.3. گزارش اولیه مدیر تصفیه

مدیر تصفیه مکلف است ظرف ۱۵ روز از تاریخ شروع مأموریت خود، گزارشی تهیه و به عضو ناظر تسلیم کند. این گزارش باید شامل موارد زیر باشد:

  • خلاصه‌ای از وضعیت ورشکستگی و اقدامات انجام شده
  • علل و اوضاعی که موجب ورشکستگی شده است
  • نوع ورشکستگی (عادی، به تقصیر یا به تقلب)

5.مدیریت اموال، مطالبات و دعاوی

پس از تهیه صورت دارایی، مدیر تصفیه مدیریت فعال اموال را برای حفظ ارزش آن‌ها و وصول مطالبات آغاز می‌کند.

5.1. وصول مطالبات و فروش اموال

مدیر تصفیه مسئولیت وصول دیون و فروش اموال را بر عهده دارد:

  • وصول مطالبات: مدیر تصفیه به طور مداوم برای وصول مطالباتی که ورشکسته از دیگران دارد، اقدام می‌کند.
  • فروش اموال: با نظارت عضو ناظر و اجازه مدعی‌العموم (دادستان)، مدیر تصفیه می‌تواند اثاث‌البیت و اموال تجاری را بفروشد. قبل از فروش، باید اظهارات تاجر شنیده شود.
  • فروش فوری: اشیایی که در معرض کاهش سریع قیمت هستند یا نگهداری آن‌ها هزینه بالایی دارد، باید بدون تأخیر فروخته شوند (ماده ۲۹ ق.ا.ت.ا).

5.2. صلح دعاوی

مدیر تصفیه می‌تواند دعاوی حقوقی را که هیئت طلبکاران در آن ذی‌نفع هستند، از طریق صلح و سازش خاتمه دهد. شرایط این کار عبارت است از:

  • مجوز: صلح باید با اجازه عضو ناظر انجام شود.
  • احضار تاجر: احضار تاجر ورشکسته برای صلح دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول یا در مواردی که صلح برای اعتبار نیاز به تصدیق دادگاه دارد (موضوعات غیرقابل تقویم یا به ارزش بیش از پنج هزار ریال)، الزامی است. اما در صلح دعاوی مربوط به اموال منقول، نیازی به دعوت از تاجر نیست.
  • تصدیق دادگاه: اگر موضوع صلح قابل ارزش‌گذاری نباشد یا ارزش آن بیش از پنج هزار ریال باشد، صلح باید توسط دادگاه تأیید شود.
  • حق اعتراض تاجر: تاجر حق دارد به صلح اعتراض کند. اگر موضوع صلح مال غیرمنقول باشد، اعتراض تاجر برای جلوگیری از اجرای صلح کافی است تا زمانی که دادگاه تکلیف نهایی را مشخص کند.

5.3. مدیریت وجوه نقد

وجوه نقدی که توسط مدیر تصفیه وصول می‌شود، باید به شکل زیر مدیریت گردد:

  • واریز: وجوه باید فوراً به صندوق دادگستری محل تسلیم شود و حسابی مخصوص برای عملیات ورشکستگی افتتاح گردد.
  • برداشت (طبق ق.ت): برداشت از این حساب فقط با حواله عضو ناظر و تصدیق مدیر تصفیه امکان‌پذیر است.
  • برداشت (طبق ق.ا.ت.ا): وجوه با حواله دو نفر از کارکنان مجاز اداره تصفیه مسترد می‌شود.

نتیجه‌گیری

اقدامات اولیه پس از صدور حکم ورشکستگی، که در چارچوب دوگانه قانون تجارت (مبتنی بر عضو ناظر و مدیر تصفیه) و قانون اداره تصفیه تعریف شده‌اند، پایه‌های یک فرآیند قانونی و ساختاریافته را بنا می‌نهند. این مراحل اولیه و به شدت قانون‌مند، صرفاً اقداماتی اداری نیستند، بلکه برای ایجاد توازن میان منافع متعارض طراحی شده‌اند: از یک سو امکان‌سنجی احیای بنگاه اقتصادی، از سوی دیگر تضمین توزیع منظم و عادلانه دارایی‌ها میان طلبکاران، و نهایتاً تحقیق پیرامون علل و شرایط منجر به ورشکستگی. این اقدامات برای تضمین شفافیت، حفظ ارزش دارایی‌ها و حفاظت از حقوق تمام اصحاب دعوا، امری حیاتی محسوب می‌شوند.

صورتجلسه مجمع عمومی فوق‌العاده شرکت ...... (سهامی خاص) با موضوع تبدیل سهام عادی به ممتاز

نمونه صورتجلسه با موضوع تبدیل سهام عادی به ممتاز

نام شرکت

شناسه ملی

شماره ثبت

سرمایه ثبت شده

………

………

………

……… ریال

جلسه مجمع عمومی فوق‌العاده شرکت ……… (سهامی خاص)، ثبت شده به شماره ……… در اداره ثبت شرکت‌‌ها و موسسات غیرتجاری تهران، به شناسه ملی ………، در تاریخ ……… ساعت ………، با حضور کلیه/اکثریت سهام‌داران در اقامتگاه قانونی شرکت به نشانی: ……………….. تشکیل شد.

الف) در اجرای ماده ۱۰۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت (مصوب ۱۳۴۷):

1- صندوق …… به شناسه ملی …… با نمایندگی آقای/خانم ……… به شماره ملی ……. به سمت رییس جلسه،

2- شرکت …… به شناسه ملی …… با نمایندگی آقای/خانم ……… به شماره ملی ……… به سمت ناظر جلسه،

3- آقای/خانم ……… به شماره ملی ……… به سمت ناظر جلسه،

4- آقای/خانم ……… به شماره ملی ……… به سمت منشی جلسه انتخاب شدند.

هیئت‌رئیسه ضمن قبولی سمت خود و بررسی فهرست اسامی و مدارک سهام‌داران حاضر در جلسه و تأیید حضور اکثریت/تمامی سهام‌داران و یا نمایندگان قانونی آنها و تایید اقامتگاه قانونی شرکت، رسمیت جلسه را اعلام و مجمع به شرح زیر وارد دستور جلسه شد.

ب) سپس دستور جلسه: مبنی بر تبدیل بخشی از سهام عادی شرکت به سهام ممتاز قرائت و تصمیمات ذیل به اتفاق آرا اتخاذ گردید:

تعداد ……… سهم عادی متعلق به صندوق ……… به شناسه ملی ………با نمایندگی آقای/خانم ……… به شماره ملی ……… و تعداد ……… سهم عادی متعلق به شرکت ……… به شناسه ملی ……… با نمایندگی آقای/خانم ……… به شماره ملی ………، با تصویب کلیه سهامداران به سهام ممتاز تبدیل گردید. امتیازات سهام ممتاز به شرح زیر می‌باشد:

در کلیه مجامع عمومی اعم از مجمع عمومی عادی، مجمع عمومی عادی به‌طور فوق‌العاده و مجمع عمومی فوق‌العاده، دارندگان سهام ممتاز ۱.۵ برابر (یک و نیم برابر) دارندگان سهام عادی حق رأی دارند، در نتیجه مواد مربوطه در اساسنامه به شرح فوق اصلاح گردید.

ج) به آقای/خانم ……… یکی از سهامداران وکالت با حق توکیل به غیر ولو کرارا داده شد که ضمن مراجعه به اداره ثبت شرکت‌ها و موسسات غیرتجاری تهران، نسبت به ثبت این صورت جلسه، با پرداخت هزینه‌های قانونی مربوط و امضاء ذیل دفاتر ثبت، اقدام کند.

فهرست سهامداران حاضر در جلسه

سهامداران حاضر در جلسه مجمع عمومی فوق‌العاده مورخ …….. ساعت …… شرکت …… (سهامی خاص)، با امضای این برگه، حضور خود در این جلسه و موافقت با مصوبات آن را اعلام و تأیید می‌کنند:

ردیف

مشخصات سهامداران

تعداد و نوع سهام قبل از تبدیل نوع سهام

تعداد و نوع سهام بعد از تبدیل نوع سهام

امضا

1

آقای/خانم ………….

….. سهم عادی بانام
…… ریالی

….. سهم عادی بانام
…… ریالی

 

2

آقای/خانم ………….

….. سهم عادی بانام
…… ریالی

….. سهم عادی بانام
…… ریالی

 

3

صندوق …………….. 

با نمایندگی آقای/خانم ……

….. سهم عادی بانام
…… ریالی

….. سهم
ممتاز با نام ….. ریالی

 

4

شرکت ……………. 

با نمایندگی آقای/خانم ……

….. سهم عادی بانام
…… ریالی

….. سهم
ممتاز با نام ….. ریالی

 

مجموع

…. سهم عادی با نام …. ریالی

….. سهم ممتاز بانام و
….. سهم عادی بانام …..ریالی

صورت‌جلسه مجمع‌عمومی فوق‌العاده شرکت ....... (سهامی خاص) با موضوع تبدیل سهام ممتاز به عادی

نمونه صورتجلسه با موضوع تبدیل سهام ممتاز به عادی

نام شرکت

شماره ثبت

شناسه ملی

سرمایه ثبت شده

…….

…….

…….

……. ریال

جلسه مجمع‌عمومی فوق‌العاده شرکت ……. (سهامی خاص)، ثبت شده به شماره 575113 در اداره ثبت شرکت‌ها و موسسات غیرتجاری تهران، به شناسه ملی …….، در تاریخ …….، ساعت …….، با حضور کلیه/اکثریت سهام‌داران در اقامتگاه قانونی شرکت به نشانی: ……………….. تشکیل شد.

الف) در اجرای ماده ۱۰۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت (مصوب ۱۳۴۷):

1- آقای/خانم ……. به شماره ملی ……. به سمت رئیس جلسه،

2- آقای/خانم ……. به شماره ملی ……. به سمت ناظر جلسه،

3- آقای/خانم ……. به شماره ملی ……. به سمت ناظر جلسه،

4- آقای/خانم ……. به شماره ملی ……. به سمت منشی جلسه، انتخاب شدند.

هیئت‌رئیسه ضمن قبولی سمت خود و بررسی فهرست اسامی و مدارک سهام‌داران حاضر در جلسه و تأیید حضور کلیه سهام‌داران و یا نمایندگان قانونی آنها و تایید اقامتگاه قانونی شرکت، رسمیت جلسه را اعلام و مجمع به شرح زیر وارد دستور جلسه شد.

ب) در خصوص دستور جلسه: تبدیل سهام ممتاز به عادی، به شرح ذیل تصمیم‌گیری شد:

– بخشی از سهام ممتاز آقای/خانم ……. به شماره ملی ……. معادل ……. سهم، با تصویب کلیه سهام‌داران به سهام عادی بانام تبدیل گردید و در نتیجه ماده مربوطه در اساسنامه اصلاح شد.

ج) در خصوص دستور جلسه: تصویب اساسنامه جدید شرکت، به شرح ذیل تصمیم‌گیری شد:

– اساسنامه جدید شرکت در  ……. ماده و ……. تبصره به تصویب رسید و جایگزین اساسنامه قبلی شد.

د) به آقای/خانم …….، احدی از سهام‌داران شرکت، وکالت با حق توکیل به غیر ولو کراراً داده شد که ضمن مراجعه به اداره ثبت شرکت‌ها و مؤسسات غیرتجاری تهران، نسبت به ثبت این صورت‌جلسه، با پرداخت هزینه‌های قانونی مربوط و امضای ذیل دفاتر ثبت، اقدام کند.

 

فهرست سهام‌داران حاضر در جلسه

سهام‌داران حاضر در جلسه مجمع‌عمومی فوق‌العاده مورخ ……. ساعت ……. شرکت ……. (سهامی خاص)، با امضای این برگه، حضور خود در این جلسه و موافقت با مصوبات آن را اعلام و تأیید می‌کنند:

ردیف

مشخصات سهام‌داران

تعداد و نوع سهام قبل از تبدیل

تعداد و نوع سهام بعد از تبدیل

امضا

1

آقای/خانم ……………..

……. سهم
ممتاز بانام

….  سهم
ممتاز بانام و
…… سهم
عادی بانام

 

2

آقای/خانم ……………..

……. سهم
ممتاز بانام

…… سهم
ممتاز بانام

 

3

آقای/خانم ……………..

….. سهم
عادی بانام

……. سهم
 عادی با نام

 

مجموع

…….  سهم ممتاز بانام و ….. سهم عادی بانام  …….ریالی

…… سهم
ممتاز بانام و …… سهم
عادی بانام …….ریالی

مرجع رسیدگی به دعوی مطالبه حقوق هیأت مدیره شرکت تعاونی

مستندات:

شماره دادنامه قطعی :

9509970910700318

تاریخ دادنامه قطعی :

1395/03/26

 

پیام: با عنایت به اینکه تعیین حقوق و مزایای اعضاء هیات مدیره شرکت تعاونی (مسکن کارگران) از وظایف مجمع عمومی شرکت است،لذا رسیدگی به درخواست مطالبه دستمزد و پاداش هیات مدیره،از شمول قانون کار خارج و در صلاحیت دادگاه است.

 

 رای دیوان عالی کشور :

شماره پرونده : 9409986144600591 شماره دادنامه : 9509970910700318 شعبه : شعبه سی و چهارم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/03/26-09:05 قاضی : حسن قاسمی قاضی : جواد اسلامی
خلاصه جریان پرونده 
شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان دزفول در خصوص دعوای آقایان م. تقی زاده و غلامحسین رضایی به طرفیت شرکت تعاونی مسکن کارگران سازمان آب و برق ناحیه شمال خوزستان به خواسته مطالبه دستمزد و پاداش هیات مدیره به موجب رای مورخ 95/2/5 به استناد ماده 157 قانون کار قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت هیات تشخیص مستقر در اداره کار دزفول صادر و پرونده را برای تشخیص صلاحیت به دیوان عالی کشور ارسال نموده که پس از وصول وثبت در دبیرخانه به این شعبه ارجاع گردیده است . عضو ممیز – جواد اسلامیهیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و مشاوره ،  چنین رای می دهد :
رأی شعبه
 قرار عدم صلاحیت مورد اشاره در فوق مطابق موازین قانونی صادر نشده و شایسته تایید نیست ، زیرا  به موجب تبصره 5 ( اصلاحی 77/7/5) ماده 36 ( اصلاحی 77/7/5) قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران تعیین حقوق و مزایای اعضاء هیات مدیره شرکت تعاونی از وظایف مجمع عمومی شرکت است ، بنابراین دعوی از شمول قانون کار خارج و در صلاحیت دادگاه است . مستنداً به ماده 28 قانون آیین دادرسی … مدنی قرار موصوف نقض و پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارجاع می گردد .
 شعبه سی و چهارم دیوان عالی کشور  رییس : جواد اسلامی           

مستشار : حسن قاسمی 

قانون چگونه به تاجران فرصت دوباره می‌دهد؟

قانون چگونه به تاجران فرصت دوباره می‌دهد؟

اقای محمدجواد قربانی( وکیل پایه یک دادگستری)

 

 

مقدمه: فراتر از تصور رایج از ورشکستگی

وقتی کلمه «ورشکستگی» را می‌شنویم، معمولاً تصویری از پایان کار، فروش تمام اموال و تعطیلی کامل یک کسب‌وکار در ذهنمان شکل می‌گیرد. اما قانون تجارت ایران، راهکاری غافلگیرکننده به نام «قرارداد ارفاقی» را پیش‌بینی کرده است که می‌تواند از این فروپاشی کامل جلوگیری کند و به تاجر فرصتی دوباره برای احیای فعالیتش بدهد. این «فرصت دوباره»، اما، تابع قوانینی پر از جزئیات عجیب و غیرمنتظره است که نشان می‌دهد ورشکستگی تنها به معنای تصفیه نیست، بلکه یک فرآیند پیچیده برای مدیریت بحران است. در ادامه به شش نکته شگفت‌انگیز از این قوانین می‌پردازیم.

۱. وقتی اقلیت مجبور به بخشش می‌شود: قدرت اکثریت طلبکاران

یکی از اصول بنیادین قرارداد ارفاقی، حاکمیت اراده اکثریت است. بر اساس ماده ۴۸۰ قانون تجارت، اگر قرارداد ارفاقی توسط اکثریت طلبکاران تصویب شود، این توافق حتی برای طلبکاران مخالف نیز لازم‌الاجرا خواهد بود. این «اکثریت» نیازمند تحقق همزمان دو شرط است: اکثریت عددی (حداقل نصف به‌علاوه یک نفر از طلبکاران) و اکثریت سرمایه‌ای (این طلبکاران باید نماینده حداقل سه چهارم کل بدهی‌ها باشند). این یعنی اقلیت طلبکاران، حق تعقیب فردی تاجر برای وصول تمام طلب خود را از دست می‌دهند. آن‌ها تنها می‌توانند سهمی معادل آنچه از دارایی موجود به آن‌ها می‌رسید را دریافت کنند و حق مطالبه مابقی طلب خود در آینده را از دست می‌دهند، مگر در شرایط بسیار خاصی که تمام بدهی سایر طلبکاران پرداخت شده باشد.

چرا این نکته مهم است؟ این قانون با قربانی کردن منافع فردی اقلیت، منفعت جمعی را در اولویت قرار می‌دهد. شرط دوگانه (عددی و سرمایه‌ای) نیز تضمین می‌کند که از یک سو، چند طلبکار بزرگ نتوانند سرنوشت همه را تعیین کنند و از سوی دیگر، کسانی که بیشترین سهم مالی را در خطر دارند، رأی قوی‌تری داشته باشند. هدف اصلی، جلوگیری از تصفیه عجولانه و حفظ کسب‌وکار است تا با ادامه فعالیت آن، امکان بازپرداخت تدریجی بدهی‌ها به همه طلبکاران فراهم شود.

قرارداد ارفاقی، اراده اکثریت طلبکاران را بر اقلیت تحمیل می‌کند تا با جلوگیری از تصفیه کامل، کل مجموعه از فروپاشی نجات یابد و امکان فعالیت مجدد تاجر فراهم شود.

۲. همه جرائم یکسان نیستند: تأثیر اتهام کیفری تاجر بر قرارداد

قانون تجارت میان انواع ورشکستگی تمایز قائل می‌شود. بر اساس مواد ۴۸۳ و ۴۸۴، تفاوت کلیدی میان «ورشکستگی به تقلب» (ناشی از اقدامات مجرمانه و عمدی) و «ورشکستگی به تقصیر» (ناشی از خطاهای مدیریتی و بی‌احتیاطی) وجود دارد. اگر تاجر به طور قطعی به جرم ورشکستگی به تقلب محکوم شود، قرارداد ارفاقی باطل می‌شود. اما نکته جالب اینجاست که محکومیت برای ورشکستگی به تقصیر، هیچ تأثیری در اعتبار قرارداد ندارد. همچنین اگر تاجر تحت تعقیب کیفری باشد، طلبکاران می‌توانند تصمیم بگیرند که انعقاد قرارداد را تا روشن شدن نتیجه پرونده به تعویق بیندازند.

چرا این نکته جالب است؟ این تمایز نشان‌دهنده نگاه عمیق و اقتصادی قانون‌گذار است. قانون با جدا کردن خطای مدیریتی از نیت مجرمانه، عمداً فضایی امن‌تر برای پذیرش ریسک‌های حساب‌شده تجاری ایجاد می‌کند. اگر قرار بود هر شکست کسب‌وکاری به معنای از دست رفتن شانس دوباره باشد، ترس از شکست، نوآوری و کارآفرینی را فلج می‌کرد. قانون با سخت‌گیری در برابر تقلب و مدارا با تقصیر، از روحیه کارآفرینی محافظت می‌کند.

۳. رأی طلبکاران موقت: اعتباری که حتی با رد شدن طلب هم باقی می‌ماند!

طبق ماده ۴۷۷ قانون تجارت، نه تنها طلبکارانی که طلبشان به صورت قطعی تأیید شده، بلکه آن‌هایی که طلبشان صرفاً «موقتاً قبول شده» نیز حق شرکت و رأی دادن در جلسه انعقاد قرارداد ارفاقی را دارند. اما نکته شگفت‌انگیز اینجاست: اگر دادگاه بعداً طلب این گروه از طلبکاران را رد کند و مشخص شود که آن‌ها اصلاً حقی نداشته‌اند، این اتفاق هیچ تأثیری بر رأی قبلی آن‌ها و اعتبار قرارداد ارفاقی نخواهد داشت و قرارداد به قوت خود باقی می‌ماند!

چرا این نکته عجیب است؟ قانون‌گذار با این ماده یک انتخاب استراتژیک می‌کند: پذیرش ریسک کوچک یک رأی بی‌اساس در برابر جلوگیری از ریسک بزرگ‌تر فلج شدن کل فرآیند احیای کسب‌وکار. سرنوشت یک شرکت و ده‌ها طلبکار دیگر نمی‌تواند به دلیل رسیدگی‌های قضایی طولانی در مورد صحت و سقم یک یا چند طلب، معلق بماند. این ماده نشان می‌دهد که در مدیریت ورشکستگی، «قطعیت» و «سرعت» گاهی از «دقت مطلق» حیاتی‌تر هستند.

۴. شکست دوم، تلخ‌تر است: اولویت طلبکاران جدید پس از فسخ قرارداد

فرض کنید قرارداد ارفاقی منعقد می‌شود و تاجر فعالیت خود را از سر می‌گیرد، اما دوباره در اجرای تعهداتش شکست می‌خورد و قرارداد فسخ یا باطل می‌شود. بر اساس مواد ۵۰۱ و ۵۰۲ قانون تجارت، در این سناریو عملیات تصفیه مجدداً آغاز می‌شود، اما با یک تفاوت بزرگ: طلبکاران «جدید» (کسانی که پس از قرارداد ارفاقی با تاجر معامله کرده‌اند) در تقسیم دارایی بر طلبکاران «قدیم» (یعنی همان طلبکارانی که با قرارداد ارفاقی موافقت کرده بودند) اولویت دارند. البته این قاعده یک استثنای مهم دارد: طلبکاران دارای وثیقه (مانند بانکی که روی ملک شرکت حق رهن دارد) حق تقدم خود را همواره حفظ می‌کنند.

چرا این ریسک بزرگ است؟ این ماده یک ریسک بزرگ برای طلبکاران اصلی ایجاد می‌کند، اما در عین حال یک هدف هوشمندانه را دنبال می‌کند: ممکن ساختن احیای واقعی کسب‌وکار. این قانون با ایجاد یک «اولویت ویژه» برای طلبکاران جدید، به تأمین‌کنندگان، وام‌دهندگان و مشتریان اطمینان می‌دهد که معامله با تاجر در حال احیا، امن است. بدون این سپر حمایتی، هیچ‌کس حاضر به همکاری با او نمی‌شد و «فرصت دوباره» صرفاً یک مفهوم نظری باقی می‌ماند.

۵. وقتی طلبکاران مدیر می‌شوند: ادامه تجارت به جای تصفیه

شاید یکی از غیرمنتظره‌ترین امکانات قانون ورشکستگی در مواد ۵۰۷، ۵۰۸ و ۵۰۹ نهفته باشد. طلبکاران می‌توانند با یک اکثریت قاطع (سه چهارم عددی و سه چهارم مبلغی) تصمیم بگیرند که به جای فروش و تصفیه اموال، خودشان مدیریت کسب‌وکار ورشکسته را بر عهده گرفته و به فعالیت آن ادامه دهند. این تصمیم مسئولیت سنگینی به همراه دارد: اگر در دوره مدیریت آن‌ها، تعهدات جدیدی ایجاد شود که از دارایی موجود بیشتر باشد، فقط طلبکارانی که به این تصمیم رأی مثبت داده‌اند، شخصاً و به نسبت طلبشان مسئول پرداخت این مازاد خواهند بود.

چرا این یک استراتژی جسورانه است؟ این اقدام، نهایت دخالت طلبکاران برای نجات سرمایه‌شان است. این نشان می‌دهد که قانون ورشکستگی فقط به دنبال پایان دادن به ماجرا و تقسیم اموال نیست، بلکه ابزارهای خلاقانه‌ای را برای احیای یک واحد اقتصادی فراهم می‌کند، حتی اگر این احیا به قیمت پذیرش ریسک مدیریتی توسط خود طلبکاران تمام شود.

۶. حرف آخر را دادگاه می‌زند: حق وتوی قاضی

حتی اگر طلبکاران با نصاب کامل عددی و سرمایه‌ای، قرارداد ارفاقی را تصویب کنند، این توافق به خودی خود نهایی نیست. بر اساس مواد ۴۸۶ تا ۴۸۸ قانون تجارت، قرارداد برای لازم‌الاجرا شدن نیازمند «تصدیق» دادگاه است. در این مرحله، «عضو ناظر» که به مثابه چشم و گوش دادگاه در تمام مراحل عمل می‌کند، گزارشی درباره کیفیت ورشکستگی و امکان‌پذیر بودن اجرای قرارداد ارائه می‌دهد. دادگاه می‌تواند بر اساس این گزارش یا در صورت مشاهده عدم رعایت قوانین، از تصدیق قرارداد خودداری کند. در این صورت، توافق طلبکاران نسبت به همه بلااثر می‌شود.

توافق طلبکاران و تاجر ورشکسته به تنهایی کافی نیست؛ مهر تأیید نهایی بر قرارداد ارفاقی را دادگاه می‌زند تا از رعایت حقوق همه طرفین و اصول قانونی اطمینان حاصل شود.

فرصتی دوباره، اما پر از مسئولیت

همانطور که دیدیم، قانون ورشکستگی ایران بسیار فراتر از یک فرآیند تصفیه ساده است. این قانون یک مکانیزم پیچیده برای مدیریت بحران، موازنه منافع طلبکاران و احیای اقتصادی است که در دل خود راهکارهای شگفت‌انگیزی برای دادن فرصت دوباره به تاجران فراهم کرده است. این فرصت، اما، با مسئولیت‌ها و ریسک‌های بزرگی برای همه طرفین همراه است.

به نظر شما، آیا این سازوکارهای پیچیده و دادن فرصت دوباره به تاجر ورشکسته، در نهایت به نفع اقتصاد جامعه است یا می‌تواند راه را برای سوءاستفاده‌های احتمالی باز کند؟